10 آگوست 2009
اول ببخشید که نبودم
بعد سلام
چند روزی در روستا بودم , سر مزار پدر بزرگ و مادر بزرگ .
متاسفانه ویندوز جدید گوشی رو نمی شناسه و نتونستم عکس های که گرفتم رو بگذارم پس روستا باشه برای پست بعدی
و اما

پ.ن : امروز برای یکسری از کارهای دانشگاه باید برم.
پ.ن : زود میام با کلی عکس.
پ.ن : التماس دعا.
فرستاده شده با موضوع عمومي | 2 نظر »
4 آگوست 2009
امشب دل من هوای دیار تو دارد
چون یاس سفید سجده به دیوار تو دارد
پروانه صفت باز به عشق تو پریدم
بازم هوس شعله دیدار تو دارد
گر کهنه شراب دل من ریخت به جامت
در جام نگاهت غن دیدار تو دارد
دردا که نگاهم به رهت رفت به هر سو
در پیچ و خم کو چه تمنای تو دارد
گر دل ز کفم رفت مرا چاره دل نیست
این لذت دیوانگی از نافه مشک باز تو دارد
امشب به نگاهی نگهم سوخت یکدم
این آتش جان سوز رخسار تو دارد
یک عمر به غم خانه دل باز نشستم
بیگانه دل از سلسله موی تو دارد
اشکم به شفای یک نور خدا بود
در چشمه جوشان دل از خوی تو دارد
امشب ز غمت اشک گهربار روان بود
این لعل فروش رونق بازار تو دارد
دردا که شب افروز مرا شام سحر نیست
آثار و اثر نیست که از کوی تو دارد
پ.ن : خیلی عجله دارم نمی دونم اصلا درست نوشتم یا نه ؟!
پ.ن : احتمالا چند روزی برم سفر پس پیش پیش نمیه عید بر شما مبارک
فرستاده شده با موضوع عمومي | 14 نظر »